محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)

1747

جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)

و به زير ما اندرين زمين است و خلقان‌اند « 1 » و از پيغامبر عليه السّلم پرسيدند كه : به زير ما اندر خلقان هستند ، گفت كه : بلى ، زير ما اندر خلقان‌اند بسيار ، و دانند كه خداى عزّ و جلّ بدانچه خواهد قادر است . و گروهى گويند كه : اين هفت زمين خود هم اينست ، و لكن قسمت آن بهفت است . و اوّل خداى عزّ و جلّ اين زمين را بيافريد و به همه جهان اندر كشيد و چنان بود كه خلقان به دو « 2 » قرار نتوانستندى گرفتن پس خداى عزّ و جلّ اين كوه‌ها را بيافريد ، و ميخ زمين گردانيد تا زمين قرار گرفت ، چنان كه گفت : وَ الْجِبالَ أَوْتاداً « 3 » امّا اين آيت كه گفت : وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ ما مَسَّنا مِنْ لُغُوبٍ « 4 » اين آنست كه خداى عزّ و جلّ همى گويد كه : من اين آسمانها و زمين و آنچه اندر ميان آنست بشش روز آفريدم ، و اين بروزگار آن جهان است كه هر روزى هزار سال باشد . و اين قصّه گفته آمدست . و اگر خداى عزّ و جلّ خواستى اين جهان را و آسمان و زمين همه بيك ساعت بيافريدى ، امّا از جهت آن بشش روز آفريد تا بدانى كه كار حكيمان بتأنى و آهستگى باشد . « 5 » و پيغامبر عليه السّلم گفته است كه : العجلة من الشيطان و التأنى من الرّحمن « 6 » و آغاز آفريدن روز يكشنبه بود تا روز آدينه ، و روز شنبه هيچ چيز

--> ( 1 ) اندر زمين است و خلق است . ( صو ) ( 2 ) اين هفت زمين اين زمينست ليكن قسمت اول هفت لخت است اول خداى عزّ و جلّ اين زمين را بيافريد و بر روى زمين آب باز كشيد و اين زمين چنان بود كه خلق به دو . ( صو ) ( 3 ) عم 7 ( 4 ) ق 38 ( 5 ) بروزگار باشد . ( صو ) ( 6 ) من اللَّه . ( صو )